شکر لله شیعه ای نامی شدیم
شکر لله شیعه ای نامی شدیم
اهل جمهوری اسلـــامی شدیم
از خمـینی درس عشق آموختیم
در تنور جنــگ و جـــبهه سوختیم
بــیــعتـی کـردیم بـا ســیـد عــلی
راه حـق در قول و فـعلش منـجلی
شکر لله شیعه ای نامی شدیم
اهل جمهوری اسلـــامی شدیم
از خمـینی درس عشق آموختیم
در تنور جنــگ و جـــبهه سوختیم
بــیــعتـی کـردیم بـا ســیـد عــلی
راه حـق در قول و فـعلش منـجلی
شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند…!!!
ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم، غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند…
شهید احمد دهقانی
شهید گمنامی که در شهر خود پرده از چهره برداشت
18 ساله بودی که سفر عشق را آغاز کردی و قدم در وادی پر رمز و راز گمنامی گذاشتی. ثابت کردی که در قهقههی مستانه خود "عند ربهم یُرزقون" هستی. پس از 31 سال عشق بازی با خداوند رخ بر مادر و خانواده و مردم نمایان کردی. چه شد که در بین این همه شهر، تو به همراه شهدای گمنام دیگر سر از شهر خودت در آوردی و رخ و هویت خود را به همگان نشان دادی؟
جریان کشف هویت شهید گمنام (شهید احمد دهقانی احمد آبادی) را کم و بیش شنیدم و بر آن شدم تا جزییات آن را مکتوب کنم. این ماجرا نه تنها برای نگارنده بلکه برای همه جالب و شنیدنیست و نشان از کرامت و عظمت شهدا دارد. اکنون عرق شرمش بر پیشانی ما مانده که بسیاری از ارزشهای این دنیا و آن دنیایمان رنگ باخته و آن را به گمنامی سپردهایم و درس و مشق گمنامی را از شهدا یاد نگرفتیم!